تبليغاتX
گلنار
به نام خدای  خوبم

خدای مهربانم سلام ثانیه های آخر سال است  سالی که مثل همیشه در پناه مهربانی تو گذشت..

اما خدای خوبم حالا اینجا و این لحظه فقط می خواهم با تو باشم خواستم از تو تشکر کنم به خاطر سال خوبی که داشتم به خاطر لحظه های خوب و خوبتری که در این سال برایم ساختی

به خاطر خاطره های فراموش نشدنی  به خاطر نوازش های مهربانانه ات در تمام اوقات غم و شادی ام

خدای خوبم غمهایی که داشتم همه با لطف نوازش تو تسکین گرفت و شادی هایم با لطف تو تداوم یافت

خدای مهربانم خانواده ام را و کسانی را که دوستشان دارم سالم بدار و در پناه خود حفظ کن

دوستت دارم به خاطر همه چیز ...!خیلی خیلی خیلی... 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام  و زیاره قبر نبیک و زیاره قبور الائمه المعصومین

اللهم انی اسئلک الیسر بعد العسر و الفرج بعد الکرب و الرخا بعد الشده

اللهم انی اعوذ بک من نفس لا تشبع

و من علم لا ینفع

و من قلب لا یخشع

و من صلاه لا ترفع

ومن دعا لایسمع

الهی و ربی من لی غیرک 

یا اله العاصین و یا هادی المضلین

اهدنا اصراط المستقیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد

}بهترین دعا های خود را به لیست بالا اضافه کنید{

 

+ نوشته شده توسط آبی در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت |
سلام

به سلامتی میبینم که سال نوتون هم داره شروع میشه و..

این سال سال  تعین سرنوشت خیلی از ماهاس البته تا  سرنوشت رو چی بدونین؟؟!

خیلیها  لحظه لحظه ی عید امسال رو با تمام وجود  میچشن چون بیچاره ها کنکور دارن

همچین زهر مارشون بشه که نگو...(آخی!)

بعضی ها امسال قاطی مرغها میشن و به خانه ... میرن!بگذریم!

خیلی ها هم مثل من منتظر تغییر خاصی نیستن فقط از ترم ۴ میرن ۵ !

امسال خیلی از مسافر ها از سفر برمی گردن خیلی ها(مثل خاله عزیز خودم و خانوادش)

نمی خوام بگم کینه ها یتان را دور بریزید  یا با شوهر خاله نوه ی عمه تان که  سایه اش را با تیر می زده اید دست و رو ماچی کنید

 یا بروید در کوچه تان هوار بکشید که  به همه ی همسایه ها یتان عشق میورزید...

اما بیایید همین فردا( سالروزشهادت  صاحب و سرور ایران و ایرانی) به امامون قول بدیم که تا اونجایی که ممکنه

هر چند تا عادت بدمون رو که میتونیم کنار بذاریم.

میخواستم شعار ندم ها اما اولا اگه برای من شعاره برای تو میتونه تبدیل به یه عمل  بشه

ثانیا وبلاگ نویسی که شعار نده به درد...

به درد...

به درد ...؟؟؟

عمل میخوره !

 

+ نوشته شده توسط آبی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت |
کاش می شد تو را دوباره شناخت

عاشقت شد درست مثل قدیم

                   از کنار گلایه ها رد شد

          شاید این مرتبه به هم برسیم!

+ نوشته شده توسط آبی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت |

کمی نشستی و با ماه گفتگو کردی

و عطر خاطره ها  را دوباره بو کردی

نفس گرفتی و رد بهار گم شده را

میان غربت نیزار جستجو کردی

هوا چقدر به موقع گرفت باران زد

و تو چقدر غزل های ناب رو کردی

دلم چقدر گرفته است کاش میشد رفت

وچشم ها را بستی و آرزو کردی

و زیر پای تو انگار بغض دریا بود

که منفجر شد و با موج ها وضو کردی

به سمت ماه دویدی رها رهای رها

و صورتت را در ابر ها فرو کردی...


۱۸ مهر تولد کسی بود که حالا دیگه تنها تو خاطر کساییه که فهمیدنش یا کسایی مثل من که از اون 

    فقط یه چهره آروم که با یه لبخند مظلوم پر شده دیدن

این شعر مال من نیست اما تقدیم به صفای روز های بودنش

تولدت مبارک آقا مهدی!

+ نوشته شده توسط آبی در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت |